خرید بک لینک

درباره سایت

جوک های خنده دار هشت بهشت

به وبلاگ پیامک سرای هشت بهشت خوش امدید آرشیویی کامل از پیامک های جدید و به روز عاشقانه - جوک جدید - دل شکسته - بارانی - سرکاری - غضنفر

امکانات وب

-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->
پربازدÛx8cدترÛx8cÙx86 Ùx85طاÙx84ب
-->-->-->



در اÙx8aÙx86 Ùx88ب
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
-->-->--> -->-->--> 

Ùx81اÙx84 ØxadاÙx81ظ

-->-->--> -->-->--> -->-->-->
-->-->-->
-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->

آپÙx84Ùx88د Ùx86اÙx85ØxadدÙx88د عکس Ùx88 Ùx81اÛx8cÙx84

آپÙx84Ùx88د عکس

Â

درÛx8cاÙx81ت کد آپÙx84Ùx88د سÙx86تر

نقل است که بو علی سینا به آوازه شیخ ابو الحسن خرقانی عزم خرقان کرد

چون به وثاق شیخ آمد،شیخ به گرد آوردن هیزم رفته بود

پرسید که:شیخ کجاست

زنش گفت : با ان زند یق کذاب چه کار داری؟

و پشت سر شوهر خود بسیار از این قبیل نا سزاها گفت

زیرا مخالف شوهر خود بود

بوعلی عزم صحرا کرد تا شیخ را ببیند 

شیخ را دید که همی امد و خرواری هیزم بر پشت شیری نهاده بود

بوعلی از دست رفت و گفت : شیخنا! این چه حالت است؟

گفت : آری ، تا ما بار چنان گرگی(یعنی چنان زنی)را کشیم چنین شیری بار ما میکنند

 

منبع:تذکره ا لاولیاء

برچسب: نویسنده: سعید تاريخ: پنجشنبه 11 تير 1394 ساعت: 23:58

صفحه بندی